| |
شنبه 18 دی ماه سال 1389 |
عصر ما!...
|
ما در عصر احتمال بسر میبریم در عصر شک و شاید در عصر پیشبینی وضع هوا از هر طرف که باد بیاید!... |
|
|
| |
جمعه 12 آذر ماه سال 1389 |
...
|
اندوه دل به کردار شب در لابلای درختان آرام در آرامش خاموش میشود... |
|
|
| |
چهارشنبه 28 مهر ماه سال 1389 |
شکوه روشنایی!...
|
افق تاریک دنیا تنگ نومیدی توان فرساست میدانم ولیکن ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست میدانی به شوق نور در ظلمت قدم بردار به این غمهای جان آزار دل مسپار که مرغان گلستانزاد که سرشارند از آواز آزادی نمیدانند هرگز لذت و ذوق رهایی را و رعنایان تن در تور پرورده نمیدانند در پایان تاریکی شکوه روشنایی را |
|
|
| |
دوشنبه 29 شهریور ماه سال 1389 |
...
|
آبشار میخواند: چون رها شوم ترانهام را خواهم یافت... |
|
|