اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنـیا بـرای از تـو نـوشـتـن مـــرا کم استاکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تــو مینویسم و این کیمیا کم استسرشارم از خیال ولی این کفاف نیست در شـعر من حـقـیقـت یک ماجرا کم است
تـا این غـزل شبـیه غـزلهای مـن شـود
چـیزی شبـیه عـطر حـضور شما کم است
گـاهی تـورا کنار خود احساس میکنم امـا چـقـدر دلـخـوشـی خـوابهـا کم استخـون هر آن غزل که نگفتم به پای تو آیا هــنــوز آمــــــدنــت را بـــهــا کم است؟! ...
سلام - شعر خیلی قشنگی بود - شعر روز ۵ شنبتون هم فوق الاده بود
آی گفتید .. قشقشنگ بود
سلام. مثل همیشه انتخاب ناب و سلیقه ی زیبات شادم کرد. ممنون که به ما سرزدی. خداکند هوای نوشتن از او همیشه حوالی دلت پر بزند.
نه عزیز دلم ! .... این همه بها ؛ دیگه چی می خوام ؟! .... شاد و خندون باشی ... بای بای
سلام اگه می شه برام ایمیل کن مرسی
این همه بها زیادی هم هست :) کم کجا بود ؟؟
در ضمن اینم بگم که فقط پسرا ماشین نمی گیرن که میگی از دست شما پسرااااااااااا :) از دست شما دختراااااااااااااااا
اینجا هوا کم است ........
پریدخت جان خسته نباشی... متشکرم از شعر زیبایت..یه سری به من بزن..
هان!
دل به همین غزل سپار و...بیا!
ای دل اگر عاشقی اندازه نگه دار که اندازه نکوست !
این و خودم سرودم!
شعر قشنگی رو انتخاب کردی ..
راستی ... لینک من چرا رفت رو بوفه ؟! من که صندلی اول بودم!
نهه!!! مامااااااااااااان !! ... من لینکمو میخااااااام !!!!!
ممنون که به من سر زدی بازم بیایی خوشحالم می کنی
پریدخت عزیز، سلام!
انتخاب عااااااااااااااااااالی بود! مثل همیشه! اینجا همیشه برای من حرفهای تازه داره. انگار یه جور دفتر شعر منتخبه که هر بار جلوی چشمم ورق می خوره. مرسی!
سلام خانمی
نمیدونم ولی فقط میتونم بگم تا ابد در بی هوای براش بنویس
تا ابد ...
سلام مهربان دست بی مهریم شکسته باد که توان نگارش در بلاگم را ندارم پر از زخم و پر از عشقم با تیشه فرهاد و دهانی پر از سوگند اما دل تنگ تو و مهربانی هایت ان گونه که پری قصه ها در نی لبک چوبی خود می دمد به دیدارم بیا تا بدانم هنوز هم خوبی ها از تو سر چشمه دارد شاید کسی به استمداد این اسیر بلاگ بیاید و بر درد هایم مرهمی عنایت کند
بی صبرانه منتظر توشته هایت هستم ایرج
سلام ممنون که تو هم سر زدی/این شعر هم زیبا بود..منتظر نوشته های بعدی شما
سلام
خیلی دلم می خواست بیای و اون شعرو برام بنویسی ...
انگار به دلم الهام شده بود که تو این کارو می کنی .
واقعا خوشحالم کردی ...
راستش چند بار اومدم برای این شعرت پیام بزارم اما ...
بگذریم ...
واقعا زیباست ...
سربلند بمونی دوست من .
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم ...
گاهی ز تو به امید شکایت میکنم ...
مگه من چیکار کردم که شکایتمو به امید می کنییییییین ):)):
سلام
شعر بسیار زیبایی بود. موفق باشید.
salam
bah bah che sheare zibaii
man ke kheyli bahash hal kardam
be manam sar bezan khoshhal misham
سلام ... این شعر رو خیلی دوست دارم ...
وبلاگت خیلی آرومه ...
خوش باشی
سلام دوست خوبم. احتیاج به تعریف ندارد. به امید روزی که دیگر چیزی یا کسی در غزلت جایش خالی نباشد. :) موفق باشی
خب یاد یکی از ترانه های ابی افتادم . همین . شنیدی ؟
سلام پریدخت عزیز
برای من هم مقاومت ارزشمند است اما ستیز نه.
راستی کجایی؟ چرا نمی نویسی؟