| |
جمعه 18 اردیبهشت ماه سال 1383 |
دریچه ! ...
|
|
بازو به دور گردنم از مهـر ، حلقه کن بر آسمان بپاش شــــــــراب نگاه را بگذار از دریچهء چشم تو بنگرم لـبـخـنـد مـــــــــــــــاه را ! ...
|
|
|
| |
شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1383 |
روزت گرامی باد ! ...
|
می دانم در برابر بزرگی روح تو چیزی در خور ندارم . می دانم واژه ها توان بیان عظمت ، پاکی و لطافت روح تو را ندارند . اما همین بس که خداوند گل نرگس را آفرید تا من بتوانم در غیابت شاخه ای از آن را تصور کنم و به یاد نگاه مهربانت که تا همیشه در نگاهم خواهد ماند سرود آزادی و یگانگی سر دهم ! ...
" روز اول که به استـــــــــــاد سپردند مرا
دیگران را خرد آموخت مرا مجنون کرد "
|
|
|
| |
جمعه 4 اردیبهشت ماه سال 1383 |
قصهء من ! ...
|
خـورشید صـورت مـاهـت لبخند مــی زند این قـلـب پـاره پـاره ام آبـــاد مــی شـود ای کــاش آن نـسـیم کـه آمـد ز کوی تـو دانـستـمی کـه زلف تـو بر بـاد می شود هـر دم دلـم بـه خـاطـره هـایت سفر کـند اینگـونـه انــدرون دلــم شــاد مــی شـود چشم و دل و گلایه و این ضجه های من در هـجـر تـــوسـت کـه فـریاد مــی شـود لبخند ، کوی ، سفر ، ضجه قصهء من است آبـاد ، بـاد ، شـاد کـه فریاد مــی شـود ! ...
از سروده های آسمونی ترین قلب دنیا
|
|
|