| |
سه شنبه 31 تیر ماه سال 1382 |
دلتنگم ! ...
|
|
" دلتـنـگـم و دیدار تـو درمـان منست
بـی رنگ رخـت زمـانـه زنـدان منست
بـر هیچ دلـی مـبـاد و بـر هیچ تـنی
آ نچ از غم هـجران تو بر جان منست "
|
|
|
| |
یکشنبه 29 تیر ماه سال 1382 |
هدیه ! ...
|
|
ندایی از درون من می گوید : باید به دیگران آن چیزی را هدیه کنی که از هیچ جای دیگر نمی توانند بگیرند .
" بـوی گـنـدم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو "
|
|
|
| |
جمعه 27 تیر ماه سال 1382 |
... ! ...
|
|
گر چه عقـل آئـینـه کردار ماست مـا در آن آئـینـه هــرگــز نـنـگریم
بـاده تحقـیق چون خـواهـیم خورد ما که مست هر خم و هر ساغریم
آگــه از عـیب نـهـان خـود نـه ایم پـرده هـای عـیب مـردم مـیدریم ! ... |
|
|
| |
چهارشنبه 25 تیر ماه سال 1382 |
صدای بارون ! ...
|
" بوی موهات زیر بارون ٬ بوی گندم زار نمناک بـوی سـبـزه زار خـیس ٬ بـوی خـیس تـن خاک جـاده هـای مـهربـونی ٬ رگای ابـی دسـتات غــم بــارون غـروب ٬ تــه چـشـمـات تـو صــدات "
قلب تو شهر گل یاس دست تو بازار خوبـی اشـک تــو بـارون روی مـرمـر دیــوار خوبـی ای گِل آلــوده گل من ای تن آلــوده دل پاک دل تـو قـبـلـه ایـن دل تـن تـو ارزونـی خاک تن تو ارزونی خاک ...
" بوی موهات زیر بارون ٬ بوی گندم زار نمناک بوی شـوره زار خیس ٬ بـوی خیس تـن خاک "
یاد بـارون و تـن تـو یاد بـارون و تـن خاک بوی گل تو شوره زار بوی خیس تـن خاک هـمیـشه صدای بـارون صدای پای تـو بـوده هـمـدم تنـهایـی هـام قـصـه هـای تـو بـوده
" وقتی که بارون می باره تو رو یاد من می اره یاد گلبرگ های خـیس روی خاک شوره زاره "
ای گِل آلـوده گل من ای تـن آلـوده دل پاک دل تـو قـبـلـه ایـن دل تـن تـو ارزونـی خاک تن تو ارزونی خاک ...
تن تو ارزونی خاک ...
|
|
|